تبليغاتX
پایان تلخ
 سا قيا امشب صدايت با صدايم ساز نيست

                                                          يا كه من بسيار مستم يا كه سازت ساز نيست

 ساقيا امشب مخالف مي نوازد تار تو 

                                                     يا كه من مست و خرابم

                                                                                     يا كه تارت تار نيست

+ نوشته شده در  جمعه 1387/05/04لحظه 14:14  به قلم یه عاشق - بی قایق | 
میگن عشق مثل خورشید میمونه!

هنوز از طلوعش به اندازه ی کافی لذت نبردی که...از غروبش دل گیر میشی!

+ نوشته شده در  جمعه 1387/05/04لحظه 13:58  به قلم یه عاشق - بی قایق | 
روزی که به دنیا آمدم سخت گریستم،ولی حالا که هر روز می گذرد بیشتر به گریه های آن روز پی می برم!
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/05/03لحظه 12:57  به قلم یه عاشق - بی قایق | 
با نهایت تاسف،درگذشت مرحوم خسرو شکیبایی را به جامعه فرهنگی،هنری تسلیت عرض مینماییم .
+ نوشته شده در  جمعه 1387/04/28لحظه 13:43  به قلم یه عاشق - بی قایق | 
روی هر سینه سری گریه کند وقت وداع

                                                       سر من وقت وداع گوشه ی دیوار گریست

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/04/27لحظه 0:35  به قلم یه عاشق - بی قایق | 
 غم آمد كه نامهرباني كند      براي دلم نوحه‌خواني كند      تمام غزل‌هاي سبز مرا  

 درون خودش بايگاني كند      و ترسم از اين است يك روز باد بهار             

 دلم را خزاني كند      چرا رفت و هرگز به يادش نبود            از اين خسته دل قدرداني كند 

خلاصه بگويم نمي‌بخشمش                      مگر عشق پادرمياني كند...

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/04/23لحظه 0:47  به قلم یه عاشق - بی قایق | 
کاش کودک بودم تا بزرگترين شيطنت زندگي ام نقاشي روي ديوار بود ...

 اي کاش کودک بودم تا از ته دل مي خنديدم نه اينکه مجبور باشم همواره تبسمي تلخ بر لب داشته باشم....

 اي کاش کودک بودم تا در اوج ناراحتي و درد با يک بوسه همه چيز را فراموش مي کردم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/04/05لحظه 13:19  به قلم یه عاشق - بی قایق | 
رفتنت آغاز ويرانيست حرفش را نزن ، ابتداي يک پريشاني است حرفش را نزن ، دوست داري بشکني قلب پريشان مرا ، دل شکستن کار آساني است حرفش را نزن...
+ نوشته شده در  شنبه 1387/04/01لحظه 13:48  به قلم یه عاشق - بی قایق | 
زنده را تا زنده است باید به فریادش رسید / ورنه بر سنگ مزارش آب پاشیدن چه سود   
+ نوشته شده در  جمعه 1387/03/17لحظه 23:57  به قلم یه عاشق - بی قایق | 

آري, آغاز دوست داشتن است

گر چه پايان راه ناپيداست

من به پايان دگر نينديشم

كه همين دوست داشتن زيباست

+ نوشته شده در  جمعه 1387/03/17لحظه 0:40  به قلم یه عاشق - بی قایق | 
در بیکران زندگی دو چیز افسونم میکند:

آبی آسمان را که می بینم و می دانم که نیست،و خدا را که نمی بینم و می دانم که هست.

+ نوشته شده در  جمعه 1387/03/10لحظه 23:39  به قلم یه عاشق - بی قایق | 
محتاجم

به رویشی نه از این خاک

              به زایشی نه از این دست             

                                 به قصه ای نه چنین تلخ

                                                    به باوری نه چنین پست.... 

 

+ نوشته شده در  شنبه 1387/03/04لحظه 22:27  به قلم یه عاشق - بی قایق | 

+ نوشته شده در  جمعه 1387/03/03لحظه 20:8  به قلم یه عاشق - بی قایق | 
اگر خداوند آرزویی را در دلت انداخت،بدان که توان رسیدن به آن را در تو دیده است. 
+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/02/29لحظه 19:56  به قلم یه عاشق - بی قایق | 
با کدامین دلنشین گلبانگ می خواهی این شکسته خاطرپژمرده را از غم کنی آزاد؟
+ نوشته شده در  جمعه 1387/02/20لحظه 19:39  به قلم یه عاشق - بی قایق | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/02/12لحظه 17:7  به قلم یه عاشق - بی قایق | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/02/12لحظه 17:1  به قلم یه عاشق - بی قایق | 
همین هستم که باید باشم نه کم نه زیاد.یکی مثل تو!!! داستانی نیستم که تو من را تعریف کنی آوازی نیستم که تو من را بخوانی صدایی نیستم که من را بشنوی یک سئوال ساده هستم پس من را پیدا کن.
+ نوشته شده در  جمعه 1387/02/06لحظه 19:21  به قلم یه عاشق - بی قایق | 
بیهوده مکن عمر گران صرف غریبان          دل سهم کسی کن که دلش جای تو باشد.
+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/01/26لحظه 21:3  به قلم یه عاشق - بی قایق | 
تلاش برای فراموش کردن کسی که دوستش داری درست مثل این می مونه که کسی رو که تا حالا ندیدی رو بخوای به خاطر بیاری.

+ نوشته شده در  شنبه 1387/01/24لحظه 16:6  به قلم یه عاشق - بی قایق | 
قفس داران سکوتم را شکستند ...... دل دائم صبورم را شکستند به جرم پا به پاي عشق رفتن ......... پرو بال عبورم را شکستند مرا از خلوتم بيرون کشيدند ..... چه بي پروا حضورم را شکستند تمنا در نگاهم موج مي زد .......... ولي روياي دورم را شکستند.
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/01/21لحظه 15:25  به قلم یه عاشق - بی قایق | 
بر خاک بخواب نازنين،تختي نيست. آواره شدن ,حکايت سختي نيست. از پاکي اشکهاي خود فهميدم . لبخند هميشه راز خوشبختي نيست.
+ نوشته شده در  شنبه 1387/01/17لحظه 23:13  به قلم یه عاشق - بی قایق | 
زندگي دفتري از خاطره هست. يك نفر در شب كم، يك نفر در دل خاك، يك نفر همدم خوشبختي هاست، يك نفر همسفر سختي هاست، چشم تا باز كنيم عمرمان ميگذرد ما همه همسفريم .
+ نوشته شده در  جمعه 1387/01/16لحظه 0:33  به قلم یه عاشق - بی قایق | 
زندگی شاید همین باشد
یک فریب ساده و کوچک
آن هم از دست عزیزی
که تو دنیا را جز برای او و جز با او نمی خواهی
من گمانم زندگی باید همین باشد...
+ نوشته شده در  جمعه 1387/01/09لحظه 17:31  به قلم یه عاشق - بی قایق | 
 ما در اين كلبه خوشيم تو در آن اوج كه هستي خوش باش ما به ياد تو خوشيم تو به ياد هر كه هستي خوش باش . . .
+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/01/06لحظه 15:17  به قلم یه عاشق - بی قایق | 
سياهي قلب ها از زيادي گناه هاست و زيادي گناه ها از فراموشي مرگ فراموشي مرگ از زيادي آرزو هاست زيادي آرزو ها از دوست داشتن دنياست و دوست داشتن دنيا در راس همه ي خطا هاست.
+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/01/06لحظه 15:16  به قلم یه عاشق - بی قایق | 
وقتي قفس با آسمان فرقي ندارد امروز و فردا، بي گمان فرقي ندارد وقتي غروري نيست تا آتش بگيرد خاموش يا آتشفشان فرقي ندارد اينجا و آنجا، هرکجا باشي همين است هر جا که باشي آسمان فرقي ندارد وقتي براي مرده بودن زنده هستيم گهواره با تابوتمان فرقي ندارد.
+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/12/13لحظه 20:41  به قلم یه عاشق - بی قایق | 
من نشاني از تو ندارم اما نشاني ام را براي تو مي نويسم: درعصرهاي انتظار،به حوالي بي کسي قدم بگذار! خيابان غربت را پيدا کن و وارد کوچه پس کوچه هاي تنهايي شو! کلبه ي غريبي ام را پيدا کن، کناربيدمجنون خزان زده و کنارمرداب آرزوهاي رنگي ام! درکلبه را باز کن و به سراغ بغض خيس پنجره برو! حرير غمش را کنار بزن! مرا مي يابي...
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/12/08لحظه 13:39  به قلم یه عاشق - بی قایق | 
به كعبه گفتم تو از خاكي،من از خاكم

                                                 چرا دورت بگردم؟

 گفت:تو با پا آمدي بايد بگردي               برو با دل بيا تا من بگردم.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/12/05لحظه 19:44  به قلم یه عاشق - بی قایق | 
زندگی مثل پیانو است ، دکمه های سیاه برای غم ها و دکمه های سفید برای شادی ها . اما زمانی میتوان آهنگ زیبایی نواخت که دکمه های سفید و سیاه را با هم فشار دهی...
+ نوشته شده در  جمعه 1386/11/26لحظه 11:57  به قلم یه عاشق - بی قایق | 
 
ID : mohsen_naghipoor2000 شروع پایان تلخ
چرا نامه نمیدی؟
پایان های تلخ قبلی
I Love You

پیوندهای روزانه
رهایی(وبلاگ خودم)
تصاویر دلخراش از آتش سوزی در مدرسه ای در شیراز
آرشیو پیوندهای روزانه
گفته های تلخ قبلی
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
دوستان
پژمان شاه
آنجلينا جولي
ميكروب قشنگ (داش صابر)
مهندس آی کیو
دانلود آهنگ های عربی
دورتموند(سلطان قدیمی فوتبال اروپا)
خاله لیلا
آقا بهروز(از طرفدارهای معین)
آرش کمانگیر(از برو بچ دانشگاه(در مورد دانشگاه))
شیرین
دختر رویایی
باران نامه
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان