تبليغاتX
پایان تلخ
دل اگر تنها است .. دل اگر غمگین است …تو چرا غمگینی ؟؟


مگر این دل .. دل توست ؟؟

...
من اگر شادانم .. من اگر خندانم .. همه از بودن توست …


تو که در قلب منی .. لحظه لحظه با منی …


بودنت بودن من .. رفتنت رفتن من ..
 
*********************************
حضورتــ در قلبمــ مثلــ نفســ کشیدنــ استــ

آرامــ

بیصدا

اما همیشگے
 
********************************
این روزها اگر گوش دلت را تیز کنی فقط یک چیز خواهی شنید:
*دوستت دارم*
گلایه از تکراری بودنش نکن
مشکل از من نیست!!!!
تو زیاد دوست داشتنی هستی...


*******************************
من و تو گمشده در دشت غمیم …


در نگاه من و تو ‚ دشت غم . دریاییست !!


با تو بودن زیباست .. همچو پرواز پرستو در باد ..


همچو شبنم که در آغوش گل است ..


آسمان همچو نگاهت آبی است ..


که من از آبی آن خرسندم .. و در آن آبی نیلی ‚ آزاد ..


آسمانم ….. آرزویم دیدن لبخندیست !!


که به مانند گلی ساده و زیباست هنوز ..
+ نوشته شده در  ساعت   توسط محسن | 
چشمهایم را شستم
جور دیگر دیدم
اما باز هم تو همان بودی
باید دوستت داشت...
+ نوشته شده در  ساعت   توسط محسن | 
تو چه میفهمی
حال و روز
کسی را که دیگر هیـــــــــــچ
نگاهی
دلش را نمی لرزاند..!!!
+ نوشته شده در  ساعت   توسط محسن | 
بسپاریم بر سنگ مزارمان تاریخ نزنند؛

          تا آیندگان ندانند بی‌عرضگانِ این برهه از تاریخ ما بوده‌ایم

+ نوشته شده در  ساعت   توسط محسن | 
 روزهای بدی میرسد؛ که از شدت تنهایی بالشت را به آغوش میکشی !

 اما روزهای بدتری هم میرسد که بالشت را به آغوش میکشی 

                                             چون کسی را لایق آغوش خود نمیبینی!

+ نوشته شده در  ساعت   توسط محسن | 
مقصد جایی در انتهای مسیر نیست

        بلکه لذت بردن از گامهایی که بر میداری...

+ نوشته شده در  ساعت   توسط محسن | 
گاهی باران همه دغدغه اش باغچه نیست

گاهی ازغصه ی تنها شدنش می بارد....

+ نوشته شده در  ساعت   توسط محسن | 
وحشت از عشق که نه ...

                                 ترس من فاصله هاست...

وحشت از قصه که نه ...

                                                               ترس من خاتمه هاست...

ترس بیهوده ندارم،صحبت از خاطره هاست...

                                 صحبت از کشتن ناخواسته ی عاطفه هاست...

کوله باریست پراز هیچ که بر شانه ی ماست...

                                گله از دست کسی نیست،مقصر دل دیوانه ماست...

+ نوشته شده در  ساعت   توسط محسن | 

 دلی را نشکن شاید خانه خدا باشد

کسی را تحقیر مکن ، شاید محبوب خدا باشد

 از کمکی دریغ مکن ، شاید کلید بهشت باشد

 سر نماز اول وقت حاضر شو ، شاید آخرین دیدارت با خدا باشد

+ نوشته شده در  ساعت   توسط محسن | 
نگاه ساکت خداست

          که تحمل این همه غم را آسان می کند....

+ نوشته شده در  ساعت   توسط محسن | 
خدایا آنگونه زنده ام بدار که نشکند دلی از زنده بودنم...

      و آنگونه  بمیران  که  کسی  به  وجد   نیاید  از  نبودنم ...

+ نوشته شده در  ساعت   توسط محسن | 
 گاه گاهی به یادت غزلی میخوانم ... 

 تا نگویی که دلم غافل از آن عهد و وفاست...

  خوب رویان همه گر با دل من خوب شوند / خوب من ، با همه خوبان حساب تو جداست

+ نوشته شده در  ساعت   توسط محسن | 
گاه دلتنگ می شوم

 دلتنگ تر از همه ی دلتنگی ها، گوشه ای می نشینم و حسرت ها را می شمارم

 و باختن ها را...

               و صدای شکستنها را... 

 و وجدانم را محاکمه می کنم!

 من کدامین قلب را شکستم و كدامین امید را نا امید کردم و کدامین، احساس را له کردم و

 کدامین، خواهش را نشنیدم و به کدام دلتنگی خندیدم...

 که این چنین دلتنگم؟

+ نوشته شده در  ساعت   توسط محسن | 
هیچ کس ندانست که کوه چون سنگ بود تنها شد

               یا

                        چون تنها بود سنگ شد...

+ نوشته شده در  ساعت   توسط محسن | 
ای شمع آهسته بسوز که شب دراز است...

ای اشک آهسته بریز که غم زیاد است...

+ نوشته شده در  ساعت   توسط محسن | 
کودکی که لنگه کفشش را امواج از او گرفته بود روی ماسه های ساحل نوشت:

دریا دزد کفشهای من !

مردی که از دریا ماهی گرفته بود روی ماسه های ساحل نوشت:

دریا سخاوتمند ترین سفره هستی !

موج آمد و جملات را با خود شست...

تنها برای من این پیام را باقی گذاشت که:

برداشتهای دیگران در مورد خودت را در وسعت خویش حل کن تا دریا باشی...

+ نوشته شده در  ساعت   توسط محسن | 
این همه از یک عمر مستی کردنم                      سالها شبنم پرستی کردنم

ای دلم زهر جدایی را بخور                            چوبی عمری با وفایی را بخور

ای دلم دیدی که ماتت کرد و رفت                      خنده ای بر خاطراتت کردورفت

من که گفتم این بهار افسردنیست                        من که گفتم این پرستورفتنی ست

اه،عجب کاری به دستم داد دل                          هم شکست و هم شکستم داد دل

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط محسن | 
شاید نشه به گذشته بازگشت و یک آغاز زیبا ساخت...

               ولی میشه با دقت آغاز کرد و یک پایان زیبا ساخت...

+ نوشته شده در  ساعت   توسط محسن | 
 يادته زير گنبد کبود 

      تو بودي و کلي آدماي حسود؟

  تقصير همون حسوداست که حالا 

                                     هستي ما شده يکي بود يکي نبود...

+ نوشته شده در  ساعت   توسط محسن | 
خداوندا دستانم خالي اند....

    و دلم غرق در آرزوها 

                           يا به قدرت بيکرانت دستهايم را توانگر گردان

  ويا دلم را از آرزوهاي دست نيافتني خالي کن...

+ نوشته شده در  ساعت   توسط محسن |